كدنس در دويدن چيست؟ و آيا واقعا اهمیت دارد؟

 

كدنس يا ریتم دویدن، تعداد گام‌هايی است كه دونده در هر دقيقه بر می‌دارد و داده‌ای است كه در بسياری از ساعت‌های دارای جی‌پی اس‌ اندازه‌گيری می‌شود اما خیلی ها دقيقا نمی‌دانند كه اين داده چه اهمیتی دارد. 

برای دهه‌ها، گفته می‌شد كه تعداد 180 گام در دقيقه (steps per minute يا SPM) كدنس ايده‌الی برای دويدن است، عددی که جك دنيلز مربی افسانه‌ای دو بعد از بررسی عملكرد دوندگان در المپيك 1948 به دست آورد؛ با اين حال تحقيقات جديد نشان داده است که كدنس بسته به سرعت دونده،‌ متفاوت است و تغيير می كند (به اين معنا كه نبايد انتظار داشته باشيد وقتی تمرين سرعتی مي‌كنيد كدنس شما با کدنس زمانی كه يك ريكاوری آسان انجام می‌دهيد یکی باشد). 

با اين حال، اين سوال كه كدنس چه چيزی را به ما می‌گويد پابرجاست. به همين خاطر محققان دانشگاه ميشيگان تصميم گرفتند تا ببينند چه چيزی روی تعداد گام‌ها در يك دقيقه تاثير می گذارد و آيا در نظر داشتن كدنس و اهميت دادن به آن، ‌ما را تبدیل به دوندگان بهتری می‌كند يا نه. 

در تحقيقی كه در سال 2019 در مجله تخصصی فيزيولوژی كاربردی منتشر شد، محققان 25 فينيشر برتر زن و مرد رقابت 100 كيلومتری لس آلكاسارس در اسپانيا را مورد تحليل قرار دادند تا ببينند آيا ويژگی خاصي بوده است كه روی كدنس آنها تاثيرگذار باشد يا نه. داده‌های مربوط به كدنس، از ساعت‌های هوشمند دوندگان استخراج شد. سپس، دوندگان از طريق پرسش‌نامه به سوالاتی درباره سن، وزن، ‌قد، تجربيات تمرينی، مسابقه‌ای و سرعتی كه با آن مسابقه داده بودند پاسخ دادند. 

قبل از اين كه نتايج مشخص شود، محقق ارشد و دونده التراماراتن، دكتر جافری برنز از دانشگاه ميشيگان، اينطور احساس مي‌كرد كه در ميان دوندگان الترا، تنوع بالايی از نرخ تعداد گام در دقيقه وجود دارد. در مسابقات قبلی، او متوجه شده بود كه هرچند رقابت‌كنندگان زمان پايان نزديكی داشتند، تعداد گام‌های آنها به صورت چشمگيری متفاوت بود. او فكر می‌كرد شايد عاملی جدا از سرعت وجود دارد كه تعداد گام‌های دوندگان را در دقيقه كم يا زياد مي‌كنند. 

اين تحقيق، پيش‌بينی برنز را تاييد كرد؛ برنز - كه خودش در مسابقه پنجم شده بود -  ميانگين تعداد گام‌های شركت‌كنندگان را در سراسر مسابقه 100 كيلومتر ثبت كرد؛ داده‌ها از كسی كه 155 گام در دقيقه داشت تا كسی كه 203 گام در دقيقه را ثبت كرده بود متغير بود. 

او درباره تفاوت در داده‌ها میگوید: «يكی از يافته‌هايی كه من را شگفت‌زده كرد اين بود كه بالاترين و پايين‌ترين ميانگين‌ها با فاصله تنها چند دقيقه از خط پايان عبور كردند.»

وقتی كه او از كدنس همه دوندگان ميانگين گرفت، متوجه يك عدد آشنا شد: 182 گام در دقيقه، كه تنها كمی سريع‌تر از عدد بهينه‌ی 180 گام در دقيقه است. 

اما چيزي كه او را درگير كرد، نه داده‌های گروهی كه داده‌های انفرادی دوندگان بود. به صورتی غافلگيركننده، از ميان تمامی ويژگی هايی كه از دوندگان پرسيده شده بود یعنی وزن، قد، سن، سرعت و تجربه دويدن، به نظر می رسيد تنها سرعت و قد بر روی كدنس آنها اثر داشته است. نتایج تحقيق نشان داد كه وقتی دونده سرعتش را بالا می‌برد، فركانس گام‌هايش افزايش می‌يابد. همچنين، دوندگان بلندتر نسبت به دوندگان كوتاه‌تر فركانس گام‌های كمتری داشتند. 

برن می گوید: «در نگاه اول اين مساله منطقی است. دوندگان بلندقدتر پاهای بلندتری دارند، بنابراين برای پوشش دادن يك مسافت مشخص،‌ گام‌های كمتری (نسبت به دوندگان كوتاه‌تر) بر می‌دارند.»

او همچنين اين مساله را بررسی كرد كه آيا خستگی بر روی كدنس تاثيرگذار بوده است يا نه. آيا وقتی خسته می‌شويم پاهايمان كندتر نمی‌شود؟ در تحقيق مشخص شد كه خستگی هيچ تاثيری بر فركانس (تعداد ) گام‌ها ندارد. دليل آن اين است: حتی وقتی دوندگان الترا در نيمه آخر مسابقه بودند، اگر سرعتی را كه اول مسابقه داشتند تكرار می‌كردند، همان كدنس را ثبت می‌کردند. و وقتی  به خط پايان می‌رسيدند، حتی گام‌های تندتری برمی داشتند، هرچند با پاهای خسته‌تر می‌دويدند. 

 

بر اساس اين تحقيق:

1- افزايش سرعت راهی قطعی برای بالا بردن فركانس گام‌های یک دونده است. 

2- كدنس هر دونده متفاوت است، و داشتن يك عدد سريع‌تر و بهينه ضرورتا از شما دونده بهتری نمی‌سازد.

 

به جاي تمركز به روی يك عدد مشخص،‌ برنز از كدنس برای تشخيص آمادگی بدنش استفاده می‌كند. او متوجه شد كه وقتی در شرايط بدنی بهتری قرار دارد، كدنسش در يك سرعت مشخص،‌ پايين‌تر است، چون با گام‌های قدرتمندتری می دود. وقتي كه كدنس او در همان سرعت از حد نرمال بالاتر است، او آن را نشانه اين می‌داند كه بايد تمرین های شیب و تمرين‌های سرعتی انجام دهد تا قوی‌تر شود. 

او در اين باره می گوید: «به كدنس به چشم بارومتر نگاه كنيد نه تنظيم‌كننده و تعيين‌كننده. كدنس داده‌ای شگفت‌انگيز برای نظارت است اما نمی‌توانيد با استفاده از آن به چشم‌انداز مشخصی دست پيدا كنید چون ساز و كار هر كس با ديگری فرق دارد.»